✰ ★ ✰ ★عـکس و خبر از همه چیز و همه جا ✰ ★ ✰ ★
 
 
سه‌شنبه 08 اسفند 1391 :: 21:04 ::  نويسنده : 159357

 

رونمایی از خودرویی با بدنه صفحه لمسی

شرکت تویوتا در نمایشگاه اخیر خودروی توکیو خودرویی را رونمایی کرده که راننده آن می تواند در کمتر از یک ثانیه کل ظاهر آن را تغییر دهد. 

به گزارش مهر، در صورتی که شرکت تویوتا راهی که در پیش گرفته را ادامه دهد، حرفه نقاشی خودروها برای همیشه به دست فراموشی سپرده خواهد شد، زیرا این شرکت خودرویی را رونمایی کرده است که می تواند در کمتر از یک ثانیه ظاهر خود را به کلی تغییر دهد. 

 

1

خودروی "Fun-Vii" طرح خودرویی است که بدنه آن از صفحات لمسی ساخته شده است، ویژگی که نه تنها به راننده امکان می دهد تمامی ظاهر خودرو را با سرعتی بالا تغییر دهد، بلکه امکان اتصال خودرو به وب سایت های نمایندگی های مجاز برای کنترل خودرو را نیز به وجود خواهد آورد. این خودرو همچنین با نمایش پیامی بر روی در جلویی به راننده خوشامد می گوید. 
رئیس شرکت تویوتا در مراسم رونمایی این خودرو در نمایشگاه خودروی توکیو اظهار داشت: خودرو باید با احساسات ما همخوانی داشته باشد، در صورتی که خودرو به مذاق ما خوش نیاید پس یک خودرو نیست. 
تویوتا هنوز تصمیم ندارد Fun-Vii را به مرحله تولید انبوه برساند اما می گوید این خودرو می تواند نمونه ای از فناوری هایی باشد که در طراحی های آینده خودروها نقش خواهند داشت. 
بر اساس گزارش تلگراف، تویوتا قصد دارد با توسعه دادن تکنولوژی های خودروهای الکتریکی در نهایت تا سال ۲۰۱۲ موفق به تولید خودرویی ویژه سفرهای کوتاه مدت شود.

2



یکشنبه 22 بهمن 1391 :: 15:21 ::  نويسنده : 159357

 

 

 

 



یکشنبه 22 بهمن 1391 :: 15:06 ::  نويسنده : 159357

 

 
نگاه نگران مادر و چشمهای پر از دلهره پدر حکایت از دردی کهنه دارد. صورتهای رنگ پریده و خسته این دو نفر نشان می دهد بیخوابی و چشم انتظاری، جزئی جدایی ناپذیر از زندگی فقیرانه آنهاست؛ زندگی که با دردها و گریه ها و اشکهای دختر پنج ساله آنها رنگ غم و اندوه به خود گرفته است.
 
زخمهای کهنه معصومه دختری که به واقع معصوم است، سکانسهایی نه چندان دلچسب از فیلم زندگی خانواده قاسم بریسم را رقم زده است که بی شک تنها تصور آن و نه دیدنش برای خیلی از مردم سخت و غیرقابل تحمل باشد.
 
 
دیدن دختری که هر روز رشد می کند و قد می کشد اما با زجری کشنده، دختری که بازی کردن و خندیدن را مثل خیلی از دخترکان روستای دوسلق شهرستان شوش دوست دارد ولی توان آن را ندارد، شاید زجرآورترین صحنه های زندگی را برای مادری تشکیل می دهد که دوست دارد دخترش همانند سایر هم سن و سالانش بخندد، بازی کند و حرفهای شیرین و با نمک بر زبان جاری کند.
 
 
حکایت این گزارش، زندگی غم انگیز معصومه بریسم دختری پنج ساله از شهرستان شوش است که با یک بیماری ناشناخته و از همان دوران نوزادی دست و پنجه نرم می کند به گونه ای که هم اکنون بدن این دختر همیشه خونی و زخمی است.
 
 
در حالیکه برای خیلی از ما تنها یک زخم کوچک، آه از نهادمان بلند می کند، معصومه پنج سال از زندگی کودکانه خود را در حالی پشت سرگذاشته که پوست بدنش خود به خود همیشه در حال جدا شدن بوده و این وضع یک زندگی کابوس وار را برای معصومه رقم زده و خنده را از لبان وی گرفته است.
 
 
مادرش که نشان می دهد سختی روزگاری که با این دختر پنج ساله پشت سرگذاشته، ضربات عمیقی به چهره اش وارد کرده است در توصیف وضع معصومه می گوید: دخترم دوست دارد بدون لباس باشد زیرا لباس ها بعد از چند ساعت به تنش می چسبند و باعث درد شدید وی می شوند و بعد از مدتی جدا کردن آنها از بدنش مثل کندن پوست یک انسان از بدنش عذاب آور می شود.
 
 
پدرش قاسم که نگاه کردن به صورتش می تواند تلخکامی ایامی که با زخمها و گریه های دخترش بر او گذشته را تداعی کند، یک روز کار می کند و چند روز بیکار است که در سالهای اخیر حتی در تامین مخارج اولیه زندگی خود و خانواده اش نیز مانده چه برسد به اینکه بتواند هزینه های سرسام آور درمان دخترش را تامین کند.
 
 
وی می گوید: خیلی سخته ببینی دخترت و پاره تنت جلوی چشمانت از زخمی هایی که خود به خود روی بندش ظاهر می شود، زجه بزند ولی نتوانی برایش کاری بکنی. ببینی مادرش شب و روز دعا می کند ولی کاری از دستمان برنیاید. زندگی ما با قحطی لبخند و خنده مواجه شده است.
 
 
وی ادامه می دهد: تاکنون به پزشکان فراوانی مراجعه کرده ایم که گفته اند بیماری دخترم ناشناخته است. حتی یک بار معصومه را به تهران نیز برده ایم که گفته اند این بیماری لاعلاج است. راستش را بخواهید وضع زندگی ما به گونه ای نیست که بتوانیم این مخارج سرسام آور را تامین کنیم به همین دلیل اکنون امیدمان به خداست که به دخترمان یک زندگی عادی ببخشد و خنده را بر لبان مادرش بنشاند.
 
 
پدر معصومه عنوان می کند: برخی مردم می گویند که پزشکان متخصصی در تهران هستند که توانایی درمان دخترم را دارند ولی دست ما به آنها نمی رسد چون توانایی این کار را نداریم و این ناتوانی، عذاب و ناراحتی من را بیشتر می کند.
 
 
قاسم این را هم می گوید که همین حالا هم شرمنده زن و بچه ام هستم زیرا هرچه دارم برای درمان معصومه فروخته ام و دیگر جایی برای درآمدزایی نیست.
 
 
وقتی می خواهم با معصومه صحبت کنم تا بتوانم ناراحتیش را بیشتر درک کنم، فقط یک چیز را از او می شنوم. گریه، گریه و گریه و در نهایت دیدن چشمانی پر از اشک...
 
 
فرماندار شوش هم در این خصوص می گوید: از وضع آنها اطلاع داریم چند بار به آنها کمک شده ولی امکان درمان برای آنها میسر نشده است به هر حال این بیماری ظاهرا به گونه ای است که از بین 4.5 میلیون نفر، یک فرد به آن مبتلا می شود به گونه ای که پوست بدن فرد بدون دخالت عاملی، از بدن جدا می شود.
 
 
عبدالرضا سعیدی نیا در خصوص زندگی خانوده معصومه می گوید: زندگی سختی دارند و در روستایی به نام دوسلق زندگی می کنند که 70 کیلومتر با شوش فاصله دارد. فکر می کنم حتی رفت و آمد در این شهر نیز هزینه ای هنگفت را به خانواده قاسم بریسم تحمیل می کند.
 
 
وقتی عکاس به پدر و مادرش می گوید که قصد دارد از بدنش عکس بگیرد و باید پیراهنش را بالا بزنیم مادرش با گریه می گوید: نمیشه. لباس به بدنش چسبیده است. اما اصرار ما باعث می شود مادر برخلاف میل باطنی دست به چنین کاری بزند تا با صحنه هایی دردآور مواجه شویم. مادر می گوید هر وقت می خواهم لباسهایش را از بدنش جدا کنم، معصومه تا حد مرگ، درد می کشد و گریه می کند.
 
 
معصومه را در حال زجه زدن در حین ملاقات پدر و مادرش با استاندار خوزستان برای اولین بار دیدم. همه افرادی که در آنجا بودند تحت تاثیر بیماری دخترک قرار گرفته بودند و من با خود فکر می کنم که این درد و رنجی که معصومه بابت این زخمهای بی درمان تحمل می کند ممکن برای بچه های هر کدام از ما رخ دهد. پس به شکرانه سلامتی فرزندانمان که می توانیم با دیدن لبخندشان، تا اوج خوشبختی پرواز کنیم و با دیدن دویدنشان گل از گلمان بشکفد باید امثال معصومه بریسم را دریابیم.


شنبه 30 دی 1391 :: 14:54 ::  نويسنده : 159357

 فائزه به جرم نداشتن مادر با شکنجه‌های نامادری حدود چهار سال است، به جای رفتن به مدرسه گوشه‌نشین خانه شده و هر روز امیدش برای داشتن زندگی همانند همسالانش رنگ می‌بازد.ایسنا: عقربه‌های ساعت وقتی به ۹:۳۰ رسید، موبایل «خلیل» (پدر فائزه) به صدا درآمد. «شریفه» (نامادری فائزه) هراسان فریاد می‌کشید: «برگرد خانه، دخترت تشنج کرده، برگرد». وقتی احمد به منزل رسید، قلب فائزه دیگر نمی‌تپید.پدر فائزه درباره آن صبح غم‌انگیز بر اساس نظریه‌پزشکی‌قانونی گفت: نامادری فائزه به طور مستمر و دائم نسبت به کودک‌آزاری و ایراد ضرب و جرح عمدی این کودک اقدام کرده و ضربه‌های وارده به مغز طفل سبب ورود وی به زندگی نباتی شده و قادر به دفع و کنترل ارادی ادرار و مدفوع نیست و هر دو دست و پاهای وی دچار فقدان حرکت ارادی است.

129035 628 شکنجه فائزه با سیخ داغ + عکس


ادامه مطلب ...


چهارشنبه 22 شهریور 1391 :: 04:29 ::  نويسنده : 159357

چکیده:
نمونه اولیه تلفن همراه پوشیدنی كه به شكل دستكش طراحی شده، آزادی عمل بسیار زیادی برای فرد در هنگام مكالمه با تلفن ایجاد می كند . شاید به اندازه فناوری skinput جالب و خلاقانه نباشد اما نگاهی به عکس های آن خالی از لطف نیست .
 دست خود را تلفن همراه کنید

در طراحی دستكش تلفن همراه Glove One از قطعات الكترونیكی بازیافتی و مدارهای دست ساز استفاده شده و مدل كامل نیز با استفاده از فناوری پرینت سه بعدی از پلاستیك سوپرفاین ساخته شده است.
تمامی اعداد و دكمه های دریافت و قطع مكالمه تلفنی بر روی انگشتان دست تعبیه شده اند. پیچ و مهره هایی در بندهای هر انگشت قرار داده شده تا امكان حركت راحت تر انگشتان برای كاربر فراهم شود.

«بریان سرا» طراح آمریكایی این تلفن همراه، هدف از طراحی دستكش Glove One را امكان استفاده از هر دو دست در هنگام استفاده از تلفن همراه و بی نیازی از هندزفری عنوان می كند.

 

 

 

موبایل دستکشی

 

glove one

 

 



سه‌شنبه 21 شهریور 1391 :: 13:23 ::  نويسنده : 159357

 اینم یک شاهکار زیبا

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

 

 



ادامه مطلب ...


سه‌شنبه 21 شهریور 1391 :: 06:49 ::  نويسنده : 159357

درباره وبلاگ


به وبلاگ من خوش آمدید امیدوارم از عکسها و مطالبی که براتون گذاشتم لذت کافی را ببرید اگر هم که خوشتون اومد یا دوست نداشتیددر قسمت نظرات بنویسید خوشحال میشم نظرتون رو بدونم
آخرین مطالب
پيوندها
نويسندگان
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران